الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

75

الغدير ( فارسي )

خود را از او ، اظهار مىكند - نگرانى از هم اكنون باش كه او را در كنار حوض خواهى ديد ، او با محمّد مصطفى ، پيغمبر بزرگوار و رهنما ايستاده است . و هر دو ، دوستانى را كه در زندگى به آنها مهر ورزيده‌اند به بهشت و به سايهء طوباى سايه گستر مىبرند . على ، امير مؤمنان است و حق او ، از جانب خداوند بر هر مسلمانى واجب است . براى آنكه رسول خدا ، دربارهء حق وى سفارش فرموده و او را در هر فئى و غنيمت شركت داده است . و همسر او ، صديقه است ، زنى كه همانندى جز بتول مريم ، ندارد . نسبتش به پيغمبر ، چون نسبت هارون پسر عمران به موسى نجيب و كليم است . و پيغمبر ، در روز غدير ، ولايت او را بر هر نيمكرد عرب و غير عرب واجب فرمود . در دوح خم ، دست راست وى را گرفت و به آهنگى رسا كه ابهامى در آن نبود ، از او نام برد . هان ! قسم به خدائى كه تيره رويان ، به ركن خانه اش گرد آلود روى مىآرند و سواران هر شهر و ديار به سويش مىآيند كه آن كس كه در غدير خم تسليم سخن پيغمبر نشد ، به گمراهى فتاد . و روزى كه امر ولايت و ميراث علمى را كه از دستگيره‌هاى محكم دين است ، به او مىسپرد ، درباره اش سفارش فرمود : ( از اين قصيده چهل و دو بيت در دست است ) « حافظ مرزبانى » در « اخبار السيّد » گفته است : سيد حميرى ، نسخه اى از اين قصيده را براى عبد اللَّه اباض ، رهبر اباضيه ، فرستاد ، زيرا به وى خبر داده بودند كه « عبد اللَّه » ، على ( ع ) را نكوهش و سيّد را به فراهم كردن موجب قتلش به دست منصور ، تهديد كرده است . چون قصيده به دست پسر اباض رسيد . سخت